red-dead-redemption-2-side-quests

5 ماموریت فرعی Red Dead Redemption 2 که همه باید تمام کنند

این بازی جهان بسیار وسیع و پر از حواس‌پرتی های جذاب دارد و با اینها به بازی کامل و به یاد ماندنی برای بازیکنان تبدیل شده. بازی افسانه‌ای جهان غرب راک استار یک بازی بسیار بزرگ است و از کامل ترین بازی های جهان باز است که یک بازیکن میتواند تجربه کند. با وجود ساعت های زیاد گیم پلی در هر دو حالت آنلاین و آفلاین ردد ردمپشن ۲ می‌تواند گسترش و توسعه نیز یابد. یکی از دوست داشتنی ترین ویژگی های اولین بازی، ماموریت های فرعی است، Questهای جانبی که بازیکن در سفرهای خود به غریبه های تصادفی کمک می کند. این ماموریت ها گاهی اوقات می توانند پاداش های منظمی در بازی مانند پول و اسلحه های جدید برای او به همراه داشته باشد. اما جذابیت اصلی آنها ناشی از داستانهای بسیار جذاب و متناسب با غرب وحشی و فراتر از آن است. Red Dead Redemption II نه تنها ماموریت های فرعی‌های جذابی دارد بلکه با برخوردهای تصادفی دیگری همراه می شود که باعث می شود بازی زنده تر به نظر برسد.

5. A Bright Bouncing Boy

robot-red-dead-redemption-2

در چپتر ۴ آرتور می‌تواند با پرفسور مارکو دراگیک رو به رو شود که این شخص بازیکنان را با قایق موتوری به سمت میدان مین فعال میکشاند تا سرمایه گذاران را تحت تاثیر قرار دهد تا بودجه ی کافی رو برای خود بدست آورد. در ادامه این کار و در گوشه‌ای دور افتاده از نقشه شما میتوانید ربات جالبی را پیدا کنید. برخورد با این ربات برای گیمرهایی که بازی را تجربه کرده‌اند از  متفاوت‌ترین و جالب‌ترین اتفاقات بوده است. ملاقات با این ربات نیمه زنده به تمام بازیکنان رد دد 2 پیشنهاد میشود.

4. The American Inferno, Burnt Out

این ماموریت زمانی در دسترس اشت که در پایان قرار داریم زمانی که آرتور همه چیز را به جان واگذار کرده است تا جان آن را از جایی که ترک کرده بود ادامه دهد. در منطقه درختان بلند، جان می تواند ایولین میلرِ نویسنده را ملاقات کند که در حال حاضر در تلاش برای چاپ کتاب جدید است. این ماموریت، ماموریتی فلسفی است، زیرا میلر هنگام تفکر در مورد طبیعت به شدت فکر میکند و دچار بحران وجودی و هویتی می شود. برخوردهای جدی و صادقانه جان با میلر در طول زمان (در کنار مبارزه با برخی از جایزه بگیران) به نویسنده الهام می بخشد، او تصمیم می گیرد تا زمانی که پیش نویس وی کامل نشده است حتی برای خوردن یا نوشیدن از کابین خود خارج نشود. در واقع، داستان پایان غم انگیزی دارد، زیرا جان بدن لاغر و پوسیده میلر را در کابین خود مشاهده می کند، همراه با آخرین درخواست میلر که نوشته شده است: در کنار کابین خود سوزانده شود تا “با عقاب” باشد.

3. He’s British, Of Course

یکی از عجیب ترین ماموریت های جانبی بازی در چپتر سوم قرار دارد وقتی که ما از در Lemoyne کاروانی تخریب شده میبینیم. در کنار کاروان، یک مجری سیرک انگلیسی به نام مارگارت قرار دارد که با حیوانات مختلف مبارزه میکند و از آرتور (یا جان) درخواست می کند تا سه نفر از گم شدگان را پیدا کند: گورخر ، شیر و ببر. بازیکنان به سرعت متوجه میشوند که یک چیزی در مورد حیوانات این سیرک درست نیست، آن هم این است که گورخری که ازش مارگارت حرف میزنه شبیه قاطر نقاشی شده. سپس مارگارت رو به آرتور می‌کنه و میگه که یک شیر( که در واقع یک سگ هستش) رو به دنبال ببر فرستادم بازیکن سپس سگ را پیدا میکنند که به دلیل چیزی که ببر خوانده میشود کشته شده، که ببر در واقع یک گربه ی وحشی است که راه راه نقاشی شده است. سپس آرتور ماموریت پیدا میکند که شیر را پیدا کند ، شیری که بسیار وحشی و خطرناک است.

2. Wolf Man

در یک برخورد تصادفی بسیار نادر اما به یاد ماندنی ، بازیکن ممکن است صدای زوزه مزاحم گرگ را در ماه کامل بشنود که این بسیاری از کلیشه های گرگینه‌ای را برمی‌انگیزد. این زوزه عجیب، بازیکن را به یک مرد وحشی برهنه می رساند، که گرگ را می‌فرستد تا هنگام فرار آرتور به شدت به او حمله کند. به دنبال این گرگینه واناب، بازیکن را به غاری در دره Roanoke هدایت می کند، جایی که او به بازیکن دستور میده که غار را ترک کند، مگر نه از زوزه های گرگ و همراهانش خسته میشود. نادیده گرفتن هشدارهای مرد وحشی و کشتن خانواده سگش باعث می شود که او سوگوار شود، اما دیری نمی‌گذرد که خودش به بازیکن حمله می کند. در داخل غار مرد وحشی مجله ای وجود دارد که جزئیات شجره نامه ی او را نشان می‌دهد، جایی که مشخص می شود او مردی جوان بود که از شکار متنفر بود و با گرگ ها تصمیم گرفت که به یکی از آنها تبدیل شود.

1. Aberdeen Pig Farm

هنگام سفر در منطقه اسکارلت میدوز، بری و تامی آبردین بازیکن را صدا می زنند، که صمیمانه(و بسیار مشکوک) بازیکن را برای شام در خانه خود دعوت می کند. بلافاصله مشخص می شود که آنها رابطه ای نگران کننده دارند و شیوه‌های عجیب و غریب زیادی دارند که به سادگی به وحشتناک بودن آنها می افزاید. با نوشیدن سومین نوشیدنی، آرتور متوجه می شود که دارد چشمانش سیاهی می‌بیند و بازیکن در یک گور دسته جمعی بیدار می شود و همه پول او گم شده است. که عملاً بازی بازیکن را به دلیل کنجکاوی آشکار خود مجازات می کند، اما هنوز می تواند به آبردین بازگردد زیرا آنها احمقانه او را زنده گذاشتند. کشتن آنها یا بستن آنها تفاوت چندانی ندارد، زیرا مهم این است که پول را پس بگیرید، که پول در گاوصندوق زیر پرتره یک پیرزن، احتمالاً مادر آبردین، یافت می شود. اگر این برای تلافی کار این سارقان بیمار کافی نباشد، بازیکن می تواند کل خانه را غارت کند.



بخوانید :